۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

اتحاد برای حقوق بشر کجا و وحدت کلمه خمینی برای اسلام کجا !

در دور و نزدیک گاه به گاهی‌ میبینیم سعی‌ بسیار میشود تا اتحاد برای نجات میهن و برقراری حقوق بشر را مشابه وحدت کلمه خمینی قلمداد کنند .

آیا به راستی‌ چنین مشابهتی میتواند وجود داشته باشد؟

خمینی  از  الزام و وجود تمام آزادی‌ها در جامعه  گفت  ولی‌ آزادیها را به اسلام مشروط نمود  ، اینکه ما شناختی‌ از اسلام نداشتیم و نمیدانستیم اسلام در عمل چگونه پیاده سازی خواهد شد بحثی‌ جداست .

خمینی به وضوح نظام و انتخاباتش را استصوابی بیان کرد .. این  توضیحات  پیش از پیروزی انقلاب صورت گرفته بود .. آن زمان روشنفکران ما کجا بودند؟
آن زمان که خمینی گفت نمایندگان مجلس باید دارای شرایط اسلامی باشند چرا هیچ یک از روشنفکران ما نپرسید شرایط اسلامی چگونه است؟
چرا هیچ یک فیلتر اسلام را ندید ؟

آیا حقوق بشری که در بهترین و آزادترین جوامع جواب داده است با اسلام یکی‌ است؟
آیا حقوق بشر که تضمین کننده آزادی بیان است و هیچ شرطی را نمی‌پذیرد با اسلام یکی‌ باید دانست؟

اسلام انچنان گنگ و مبهم است که حتا از مجتهدی به مجتهد دیگر برداشت ها و نظرات متفاوت است. و همه نیز خود را بر حق میدانند و گروه دیگر را گمراه !


ولی‌ تعریف حقوق بشر کاملا روشن و مشخص هستند  و نتایج  آن نیز قابل مشاهده و بررسی‌ .
مسلما هیچ عقل سلیمی اسلام  و حقوق بشر را یکی‌ نمیداند و نخواهد دانست.



۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۱, پنجشنبه

چرا اصلاح طلبان فقط منفی‌ طرفداران رضا پهلوی را زیر ذره بین گذاشته اند؟ لیستی از دگر لینکهای فیلتر شده


پروژه‌ای که از مدت‌ها پیش شروع شد .دوستان اصلاح طلب ما ،جهت بزرگنمایی قضیه ، هر روز با لینک‌های مشابه و کلمات طعنه آمیز ، آمدند.

مثبت‌ها  با  روی باز  پذیرا میشوند.
ولی‌ امان از منفی‌ ! فغان از  منفی! چه افراد وقیحی!
چرا در پاسخ کلمات تند من  ,نه می‌گویند ؟چطور جرات میکنند ؟
آن‌ها حق اظهار مخالفت را نباید داشته باشند !
حق اظهار وجود را !
میتوانم به همین طریق به دیگران نشان دهم که آن‌ها تاب تحمل مخالف را ندارند .( در ضمن که تاب تحمل مخالف نداشتن خودم هم مستتر است ؛)   )   ..

................................................
و نتیجه :
جو ملتهبی که این روز‌ها در بالاترین حاکم است.


بدتر از  حالت نگرشی بالا به وجود مخالف ، این است که مخالف را بخاطر مخالفتش،  سانسور چی‌ و حالت شدید تر چماق به دست بدانیم !
چرا؟
چون مخالف است؟
در این جنگ ۱۰۰ ساله ما برای رسیدن به آزادی ،تاکید همیشه و همیشه ما دیده شدن مخالفین بوده، چرا باید مخالفین بخاطر اظهار مخالفتشان وقیح  شوند!

آیا این همان تئوری دیکتاتوری نیست ؟ که تا ب تحمل مخالف را ندارد؟

فردی که بخاطر اظهار مخالفت به دیگران اعتراض می‌کند و آنها را چماق به دست و سانسور چی‌ میداند، از باور به آزادی بیان فرسنگ‌ها فاصله دارد.
و بدتر آنکه راه حل را در حذف مخالف می‌بیند!
اگر این راه حل را در بالاترین تعمیم دهیم:
مجاهدین باید حذف شوند!
مسلمان ها   باید حذف شوند!
جمهوری خواهان باید حذف شوند!
مشروطه خواهان باید حذف شوند!
......
خوب به یک باره بالاترین بماند و بالا یارانش!

به جای تمام این حذف کردن‌ها و نگرش منفی‌ به اظهار مخالفت باید شرایط را تغییر داد. به دنبال معلول دویدن و مشکل را از ریشه ندیدن، سرانجامی ندارد.

اکثریت ما ، وقتی‌ پایِ باور‌هایمان می‌رسد از انعطاف پذیری چندانی بر خوردار نیستیم  و مخالفتمان را اظهار می‌کنیم . از این نمونه در بالاترین بسیار می‌توان یافت  لینکهایی‌ که توسط  مسلمان‌ها ، مجاهدین ، اصلاح طلبها ، طرفداران بنی‌ صدر ، و .... با منفی‌ فیلتر شده اند . لیست کوچکی جهت نمونه :


https://balatarin.com/permlink/2012/8/18/3122407

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

رای منفی‌ آری ! فیلتر و حذف نه !


 رای یا انتخاب , فرصت و حقی‌ است برای بیان نظر .  و مفید در شرایطی عادلانه. شرایط عادلانه زمانی‌ است که رای افراد لینک را از مسیر عادی آن خارج ننماید. ( فیلتر نکند )


 رای منفی‌  که  فرصتی برای ابراز مخالفت  است ,در صورت مورد استفاده قرار گرفتن  تعدادی , موجب ایجاد شرایطی
 ناعادلانه میشود : فیلتر شدن مطلب .
  واین   شرایط نا عادلانه ، رای منفی‌ را به عاملی جهت متهم شدن رای دهندگان    و ضایع شدن حق لینک گذار تبدیل کرده است.
جهت ایجاد نشدن تشنج ، یا رای  دهندگان   باید از حق خود بگذرند  یا لینک گذار در مقابل فیلتر شدن لینکش ساکت بماند .
که هر ۲ حالت مطلوب نمی‌باشد .


وجود فیلتر و سانسور  ،آزادی بیان فضا را زیر سوال میبرد . زیرا که کنترل رویت شدن مطالب یا به دست کاربران است و یا بالا یاران . چنین سؤِ زنی‌  برای بالاترین اصلا  جالب نیست و از اطمینان کاربران به محیط بسیار میکاهد.

تقاضا از بالاترین : لطفا فیلتر را  بردارید .

پی‌ نوشت : اگر وجود فیلتر برای کنترل  نقد و طنز‌های مربوط به دین است می‌توان یک ایکون خاص برای چنین لینک‌هایی‌  در نظر گرفت که کاربرانی که نسبت به این موضوع حساسیت دارند آن لینک را باز نکنند .

با سپاس از تمام کادر بالاترین و به امید تغییرات .




۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

رضا پهلوی و عفو ملی‌ (بر گرفته از آخرین مصاحبه رضا پهلوی با دویچه وله )

بار دیگر رضا پهلوی در آخرین مصاحبه‌اش با شبکه آلمانی موضوع عفو ملی‌ را مطرح کرد .

کشور و شرایط  بحرانی‌ آن چشم انتظار تغییر و تحولی‌ دیگر است .تمام آن فشار‌های اقتصادی و عصبی ،محرومیت‌ها به صورت کوهی از خشم و نفرت و بالنتیجه حسّ انتقام در ذهن و فکر بسیاری انباشته گردیده که منتظر دیدن کوچکترین  حسّ آزادی برای فوران است .

در کنار این حالت ,
بسیاری از نیروهای انتظامی،سپاه،بسیج که در بدنه نظام و شغلشان دفاع از نظام است، از اوضاع و شرایط موجود ناراضی‌ بودهولی همان ترس از طرد و خشم مردم و احساس عدم امنیت از آینده ،آنها را علی‌ رغم  میل باطنیشان به دفاع از نظام وادار میسازد.
 مطرح کردن عفو ملی‌ در هر فرصتی ما را به ۲ هدف مهم نزدیک میسازد : آماده سازی افکار  جامعه برای بخشش  و دوم ایجاد احساس اطمینان در نیروهای نظامی ،


به امید روزی که خشونت را فقط در تاریخمان ببینیم . 

۱۳۹۱ فروردین ۷, دوشنبه

عکسی‌ از مسیح علینژاد و رضا پهلوی .



مصاحبه ام با آقای پهلوی که تمام شد حسن سربخشیان با مصاحبه شونده راهی فضای باغ شد تا عکس های خبری اش در فضایی غیر از چهارچوب و فضای بسته ی اتاق هم به قاب بنشیند. گوشه ای ایستادم و از دور لبخند ها و ژست های مصاحبه شونده را نگاه می کردم این هم بخشی از کار ما روزنامه چی هاست انگار که یک گوشه می ایستیم و به مناسبات میان عکاس و سوژه ی عکس خیره می شویم.... فرقی ندارد مصاحبه شونده چه کسی باشد همیشه دیدن حالات روشن یا مبهم شان در برابر دوربین عکاسان خود روی دیگر چندین گزارشِ نانوشته می تواند باشد


رضا پهلوی با دوربین رودربایستی نداشت جلوی چشم های دوربینی که می دانست هیچ حرکتی را از قلم نمی اندازد، از پله ها بالا آمد و مصاحبه کننده را آرام دعوت به گرفتنِ عکس کرد. این کار را معمولا در فرهنگ ایرانی کم می بینیم.
مصاحبه شوندگان باز هم تاکید می کنم در هر جایگاهی که باشند معمولا وقتی فلاش های دوربین در برابر صورت شان ضرب می گیرد ناگهان دچار خودمهم بینی و یا نوعی خود متفاوت بینی می شوند و در این تعریفِ نامرسوم هم معمولا می ایستند تا دیگران از آنها خواهش کنند که عکسی هم با آنها بیاندازند اما اینجا این من بودم که علی رغم ادعاهایم هنوز گرفتنِ یک عکسِ غیر رسمی با فرزند شاه ایران برایم تابو بود
عکس را گذاشته بودم در آرشیو خاک می خورد شاید به همین دلیل که عکس ها گاهی از قضاوت ها مصون نمی مانند اما گاهی وقت ها عکس ها بر عکسِ آدم ها با آدم ها راحت ترند،.....

برگرفته از فیس بوک مسیح علینژاد....


۱۳۹۰ اسفند ۲۹, دوشنبه

قدر دانی‌ رضا پهلوی از دکتر مصدق



امروزه در ذهن بسیاری از مبارزین تصویر  مصدق و  شاه  مقابل هم است  و  این موجب جدایی‌ آشتی‌ نا پذیر   جناح‌های اپوزیسین گردیده  است ،

و متأسفانه بسیاری از چهره‌های سیاسی شناخته شده نیز ، بر این اختلاف دامن میزنند و انرژی جنبش را بر بحث‌هایی‌ که موجب کدورت بیشتر میشوند هدایت میکنند ،


اینگونه هرگز راه به جایی‌ نخواهیم برد ،

امروز رضا پهلوی ، که در گذشته نیز بارها و بارها ،از مصدق  تکریم نموده است دوباره از سالگرد ملی‌ شدن نفت استفاده کرده و از همت مصدق تمجید نموده است،


شاید دیدنش مشکل باشد ، او یک پهلوی نام است ، او را با تمجید از مصدق چه کار؟

مگر نه اینکه ...شکافی که بین جناح‌های سیاسی ایران شروع شد به همان نقطه برمیگردد ؟

...سال هاست بحث کرده ایم ، با یکدیگر جنگیده ایم .....و نتیجه‌ای نگرفته ایم ،

...تا به امروز که در لبه پرتگاه هستیم ،

تا به امروز که  روزی است نیازمند  گذشت بیشتر, جهت نگاه  به تاریخمان ، نه جهت ایجاد تفرقه ، بلکه بازنگری و تکرار ننمودن اشتباهات ،

تا به امروز ،که روزی است نیازمند  تفکر ، برنامه ریزی ،شفافیت  جهت نجات از بحران
تا  به  امروز, که روزی است برای بر افراشته شدن پر افتخار پرچم مان ،نیاز به دیدی فرا جناحی داریم .

درود بر تمام بزرگ مردان سرزمینمان ،

پاینده ایران





 

۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

.ارجح بودن نظام و مشرویعیتش: خاتمی رای داد!


با توجه به چند ماه صحبت از تحریم انتخابات،با تمام فشار به زندانیان بی‌ گناه ، با اعتصاب غذای خاموش و مظلومانه آنان ،حتا با تمام شروط ریز و درشت خاتمی و اظهار نظرهای گوناگون ,

خاتمی رای داد !

هنوز هم  ته دل‌ باور داشتم خاتمی اندکی‌ متفاوت است. باور داشتم کمی‌ به فکر مردم هم هست ،به فکر دوستان و هم اندیشان در بندش ،

باور داشتم با دیدن این همه دزدی‌های اخیر ، و آخرین دستور رهبری به خبرگان ،
با رد صلاحیت های وسیع ,با سوق دادن کشور به لبه پرتگاه  ،فکر می‌کردم خاتمی باید از این نظام  می‌برید ،اگر  تهِ دل‌ اندک‌ مرامی‌ هست , همراهی کفتارانش نشاید ،

ولی‌ چنین نبود .

 بریدن ؟ خیالی خام . خاتمی مهر تأیید   زد،مشروعیت داد ، اصلاح طلبی را در استبدادیت  شدید تر رژیم دید ،خیانت کرد.

خاتمی روی خون‌های ریخته شده پا گذاشت ، خاتمی رای داد!

 فصلی طولانی به پایان رسید ! 

خاتمی مرد!